تقویت بنیه ی علمی معلمان ادبیات

مهدی ناصحی

چکیده ی مقاله

هفتصد سال پیش خداوندگار سخن گفته است «ای برادر تو همه اندیشه ای» ما هم، هم صدا با آن ابر مرد عرفان و معنا می گوییم «ما ز دریاییم و دریا می رویم» اگر صحبت از تقویت بنیه ی علمی معلم ادبیات می شود، بخش اندکی از این بارآوری را معلم نصیب خود می کند، به آن اندازه که در جمع به چیزی بیارزد و برای آتیه ی خود و فرزندانش که غم نان نخورند، توشه ای فراهم چیند. الباقی را صرف فرزندان این آب و خاک می کند تا بدانند که ماه لکه های سیاهش رابرای خودش نگه می دارد و نورش را بی دریغ بر هر آن که بخواهد ساطع می گرداند.

در این تحقیق، من به پیشینه ی علمی معلمان بزرگواری که قبل از ورود به دستگاه دولتی ، پیشتوانه ای از علم و ادب با خود به هم راه دارند ، نظر افکنده ام ولی گفته ام که آموزش اولیه بسنده نیست . معلم باید در طول خدمت شرافتمندانه ی خود «کسب جمعیت از آن زلف پریشان بکند» و «طی این مرحله بی هم رهی خضر نکند» بحث مهارت شغلی و دانش افزایی در شاخه ها و گرایش های «به عدد انفس خلایق» و «به هر دری، سری زدن» هم برای این است که میزان اثر بخشی محقق شود و به آموزش و هزینه های آن به عنوان نوعی سرمایه گذاری نگریسته شود. این تحقیق حول محور آموزش های ضمن خدمت دور می زند، چرا که امام زاده ای است که اگر نمی توانیم طوافش کنیم، کم ترینش آن است که به شمع دان سبز و سرخ داخل ضریحش بنگریم و ببینیم آیا همه ی امام زاده گاه ها یک شکل و یک رنگ است؟ یا نه. گنبد مال مسجد بابای «جلال آل احمد» ارزش نگاه کردن دارد. و مثلا گنبد لخت و آجری را، دیگر نمی شود گفت گنبد.

اگر به اشکال مختلف نظام آموزش ضمن خدمت پرداخته ام برای آن است که نظام آموزش ضمن خدمت مدرسه ـ محور، توجهم را بیش تر از دو شکل دیگر ملی و محلی جلب کرده است. همان طور «الگوی گاسکی» در مقایسه با الگوی سنتی « چرا که ایجاد تغییر در نگرش ها را بر عهده ی قضاوت و برداشت های خود افراد وا می گذارد».

مکانیزم های آموزش ضمن خدمت هم خود طرفه حکایتی است با آن «ید بیضای» آموزش ضمن خدمت سیارش که به عوض این که فرد به دنبال استاد و کلاس باشد، آموزش به خدمت کارآموز می رود. الگویی بسیار کارآمد و اثر بخش.

به تاریخچه ی ضمن خدمت آموزش و پرورش سری زدم تا ببینم این موجود «شیئیٌ عُجاب» در کدام زهدان بالیده است. زمانی این دٌر دانه ی تک محصولی فقط پله ی «گروه» بود، زمانی کاغذ توالت شد، هر از گاهی نقره ای که به نیکل بدل شد و به تعجیل در گروه هم خودی نشان داد، و چند صباحی هست که به مرز شش صدی ها یاری می رساند، به هزار و صد بالاترها که اصلاً توجه ندارد، و اکنون در قمار از نوع دوم به بازی دست خون مشغول است.

فعلاً که او سواره است و ما پیاده. نه آرزوی سوغات گواهینامه از نوع دوم را داشته باشیدو نه به شکم صابون زده ی خودتان برای رسیدن به یک مدرک بالاتر، فکر کنید. اصلاً مه مه ای در کار نیست که لولو ببرد.

 

واژگان کلیدی: معلمان، معلمان ادبیات، تقویت دانش، مهارت های شغلی، اثر بخشی، آموزش مادام العمر، آموزش ضمن خدمت کارکنان.