لزوم آموزش دستور  زبان فارسي و شيوه هاي راهبردي در آموزش آن به

                                          غير فارسي زبانان

 عبدالحميد آخوندي:از بندر تركمن

  فوق ليسانس زبان شناسي ومدرس   دانشگاه

چكيده

يكي از اهداف و بخش هاي مهم آموزش زبان فارسي شناختن وشناساندن دستگاه اين زبان و درك نوانايي هاو قابليت هاي نظام صرفي ونحوي آن است.در جريان آموزش زبان فارسي به غير فارسي زبانان ، آموزش دستور به شيوه هاي كاربردي وارتباطي واز متن ها و موقعيت هاي طبيعي  اهميت  زيادي پيدا مي كند . بدين منظور بر خلاف نظر مخالفان آموزش  دستور ، تهيه وتدوين كتب دستور آموزشي  مناسب مبتني بر نظر يا نظريه هاي علمي زبان شناسي و آموزشي  اجتناب ناپذير است

 كليد واژه: آموزش- دستور علمي – دستور آموزشي- غير بومي زبانان – راهبرد ها

 مقدمه

 زبان فارسي به عنوان زبان رسمي و ملي ما ايرانيان شايسته است كه بيش از پيش شناخته و شناسانده شود. در كشور ايران گروه هاي قومي- زباني زيادي نظير كرد ،ترك ، بلوج ، لر ،تركمن و... زندگي مي كنند. اين افراد لازم است كه زبان فارسي را به عنوان زبان دوم وبه عنوان زبان رسمي كشور خود   ياد بگيرند. در خارج از ايران هم بسياري از مردم جهان علاقمند به يادگيري اين زبان هستند. هم اكنون هم تعداد زيادي از اتباع كشور هاي ديگر به عنوان دانشجو در كشور ما مشغول به تحصيل مي باشند.

اين افراد كه زبان فارسي را به عنوان زبان دوم/خارجي ياد مي گيرند لازم است در مرحله / مراحل خاصي از دوران زبان آموزي خود با ساخت هاي دستوري زبان فارسي آشنا بشوند. آشنايي با ساختها و الگوهاي گوناگون دستوري و آشنايي با نحوه ي كاربرد آنها در موقعيت هاي ارتباطي، باعث تقويت مهارت هاي كنشي و ارتباطي زبان آموزان مي شود، توانايشان در درك متون بالا مي رود. بنابراين هر گونه تلاش در جهت  آموزش دستور ونظام صرفي ونحوي زبان فارسي  به اين گونه افراد  به شيوه هاي مناسب وعلمي هميشه قابل نقدير  خواهد بود . البته   دستورهايي كه به منظور تدريس و آموزش تهيه مي شوند با دستورهاي توصيفي و علمي تفاوت دارند.

در این مقاله هدف تاكيد بر  «آموزش زبان» از طریق دستور نیست بلکه هدف بيان لزوم   آشناساختن زبان آموزان با قواعد والگو ها ی دستوری و ذكر چند نكته ي راهبردي در آموزش دستور است. واضح است که هیچ کس تنها با داده هایی از واژگان و مجموعه ای از قواعد دستوری، یک زبان را یاد نمی گیرد.  «زبان چیزی نیست که [تمامی]  نمود آن را به صورت یک محصول یا شیئ جامد در کتاب یا کتاب ها جای داد.»                                                                                               

 (بانان صادقیان،1384 :44)

امروزه استفاده از شیوه های دستوری در امر زبان آموزی نمی تواند  موفقیت کامل به دنبال داشته باشد.

 از طرف دیگر اهمیت دستور در آموزش زبان را هم نمی توان نادیده گرفت. «با نظری اجمالی به تاریخچه ی زبان آموزی می یابیم همه ی آنهایی که در زمینه ی آموزش زبان دوم / خارجی  اهل نظر هستند ، هیچگاه نگفته اند که تبحًر در نظام زبان به ویژه  ساختار های دستوری برای زبان آموزان ضرورت ندارد.» 

(ضیاء حسینی،1385: 262)

دستور زبان و آموزش آن

 بحث دستور و نظام ساختارهای آن در آموزش ز بان همیشه مطرح بوده است. زبان شناسانی که در زمینه ی آموزش زبان دوم/خارجی اهل نظر هستند، هیچگاه ضرورت شناخت دستوری و ساختارهای آن را برای زبان آموزان رد نکردند. «دستور ستون فقرات زبان است و یکی از مهم ترین خصوصیات زبان وجود دستور است... و یکی از محوری ترین وظایف زبان شناسان مطالعه و بررسی دستور زبان می باشد .» (لارنس ترسک،1379: 42) عده اي از زبان شناسان تدوين الگو هاي دستوري  وآموزش نظام صرفي ونحوي را در فرايند آموزش زبان  ضروري نمي دانند.  دليلي كه آنها مي آورند اين است كه : «نخستین خصلت تغییر زبانی، پیوسته بودن آن است. به عبارت دیگر فرایند تغییر هیچگاه متوقف نمی شود و در تمام سطوح آوایی، ساخت واژه ای، نحوی و معنایی دائما تداوم دارد.»                                                                                            (جهانگیری، 1384: 17)

   و بنابراين تمام  صورت هاي زباني مورد كاربرد داراي ارزش موازي و  يكسان خواهند بود و ارائه ي يك الگوي غالب و ثابت و معتبر به عنوان الگوي پر بسامد  در دستگاه زبان هيچ گونه برتري نسبت به ديگر الگوها

  ندارد . بنابراين « زبان قابليت قاعده پذيري جامع وبه تبع آن قابليت تعميم پذيري ندارد »

                                                                                                        ( همان ، 1384  ، 17 )                                                              

   استفاده تنها از روش هایی نظیر دستور-ترجمه[1] و روش شنیداری-گفتاری [2] و... در آموزش زبان دوم/خارجی که بیشتر بر حفظ و تکرار مفاهیم و ساختارهای دستوری تأکید داشتند و عدم موفقیت این روش ها در طول تاریخ آموزش زبان؛ می تواند یکی از علل بدبینی نسبت به آموزش دستور و ضروری ندانستن آن در آموزش زبان باشد. اما اگر «یکی از اهداف آموزش زبان دوم این باشد که زبان آموزان دستور را به طور دقیق،

معنی دار  وکاربردی یاد بگیرند می تواند دلیل قانع کننده ای برای آموزش دستور باشد.

به این ترتیب دستور به عنوان یک نظام پویا و منطقی مطرح می شود که متشکل از سه بُعد صورت، معنی و کاربرد است.»                                                                                             (لارسن،2005، 6)

 یک دلیل دیگر ضرورت آموزش دستور به زبان آموزان می تواند این باشد که مثلا یک سخنگوی بومی زبان انگلیسی براساس شمً زبانی و یا استعداد و قرار گرفتن مداوم در محیط زبانی قادر به تشخیص جمله های درست و نادرست دستوری زبان خود می باشد. اما اگر همین زبان آموز بخواهد به جملات درست و مناسب و خوش ساخت یک زبان دیگر به عنوان زبان خارجی تسلط پیدا کند و بتواند در موقعیت های مختلف ساختارهای مناسب را به کارببرد، لازم است با ساختارهای درست و الگوهای متداول دستوری که به او عرضه می شود، آشنا گردد تا رفتارهای زبانی مناسب در موقعیت های ارتباطی از خود بروز دهد.« برخلاف سخنگویان بومی، زبان آموزان غیر بومی تنها از طریق یادگیری عمدی و آموزش های راهبردی و نیز تمرین های مناسب و کاربرد زبان در

 موقعیت های مناسب  زبان دوم را یاد می گیرند.»                                                 

                     (مشکوه الدینی،1380 :24)

 

رشد آگاهی دستوری زبان آموزان از زبان دوم/خارجی به درک و فهم آنها از متون نوشتاری نیز کمک می کند. یعنی آگاهی صریح زبان آموز بر روابط و ساخت های دستوری موجود میان واژه ها و گروه ها در متن، در فرایند خواندن و درک متن بسیار می تواند مؤثر باشد.     ارائه قواعد و ساختارهای دستوری ضروری زبان دوم/خارجی به زبان آموزان به شیوه های روشمند و کاربردی باعث می شود آن زبان را بهتر درک بکنند و توانایی های ساختی و واژگانی آن زبان را بهتر بشناسند.«زبان آموزان با مقایسه ساختار های زبان دوم/خارجی با ساختارهای زبان بومی خود، آن زبان را بهتر می توانند بیاموزند و میزان درکشان از هر دو زبان بر اثر تحلیل و مقابله بیشتر می شودو می توانند ترجمه بهتر و دقیق تری از آن زبان داشته باشند.»     

                         (ابومحجوب، 1375: 8)

 

 بنابراین آموزش دستور و نظام زبان می تواند تسهیل کننده ی یادگیری زبان دوم/خارجی باشد.  اما نكته ي مهم در اين زمينه  توجه به تفاوت هاي يك دستور آموزشي  با دستور علمي  است. دستور علمی و توصیفی از نظر دانش زبانی به بررسی ویژگی های طبیعی زبان  می پردازد و در پی آن است که جمله های دستوری زبان را به صورت واقعی و قابل قبول توجیه نماید و «چنین دستوری سعی می کند به حد سه نوع کفایت [3] دست یابد : شهودی [4]و توصیفی [5] و توجیهی [6]وچنین دستوری یک دستور علمی وکامل خواهد بود.»   

                       (میرعمادی،1381: 11)    

                           

اما «تاکنون دلیل قانع کننده ای که چنین دستوری وجود داشته باشد به دست نیامده است.»  

                                                                                                           

(چند  شرما،2002 :190)

این دستورها معمولا مبتنی بر یک نظریه خاص  زبان شناختی هستند و در پی اثبات و سنجش اعتبار نظریه ی خود می باشند. «رابطه ی آنها با نظریه زبان شناختی و توصیف زبان خاص رابطه ی مستقیم و یک سویه است.»    

(روله،1371: 133)

 

دستور آموزشی هر چند بر پایه های دستور/ دستورهای علمی قرار دارد، اما :

-       دستور آموزشی بر سودمندی ارزش دستور در متن آموزش زبان تأکید می کند؛ یعنی «اهداف اصلی در دستور آموزشی فراهم کردن یک چهار چوب نسبتا غیر رسمی ارتباطی از تعاریف و تمرین ها  و آن چه که برای زبان آموزان  مفید باشد تا دانش زبانی را یاد بگیرند. و در کاربرد آن مهارت لازم را کسب کنند.»

                     (چند شرما،2002 :191)

-      در دستور آموزشی به جای تعاریف معمول  مقوله ها، از طریق ذکر ویژگی های آنها به شناساندن  و توصیف اقدام می شود و سپس از طریق شیوه های مناسب کاربرد عملی آنها را نشان می دهند.

-        معمولا هر ساختار فقط بیانگر یک معنی نیست.-

-        در دستور آموزشی پس از ارائه ی ساختارها و الگوهای اصلی به امکان وجود ساختارهای مشابه و موازی و نیز صورت های برجسته و نشاندار نیز باید اشاره کرد.

-        بهره گیری از سادگی و اختصار مقبول و سعی در استفاده از کمترین مفاهیم و ابزارهای نظری و خودداری از طرح مباحث انتزاعی پیچیده ی دستورهای علمی و نیز احتراز از آوردن نمودارهای تو در تو و برچسب ها و قواعد و نمادهای بسیار دشوارمي تواند از ديگر ويژگي هاي چنين دستوري باشد .

همان طوری که اشاره شد رابطه ی مستقیم بین نظریه زبان شناختی و تدریس زبان وجود ندارد. زیرا  در امر آموزش و تدریس زبان، زبان شناسی تنها متغیًر نبوده بلکه نظریه های یادگیری و سایر عوامل نظیر جامعه شناسی زبان و روان شناسی و شیوه های آموزش هم باید مد نظر قرار بگیرد. از سوی دیگر نظریه های زبان شناسی با وجود دستاوردهای مهم در زمینه ی شناخت نظام زبان و یادگیری آن و تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم بر روش های تدریس زبان،  تنها نظام زبان را توصیف می کنند نه کاربرد آنها را. هر کدام از این نظریه ها هم خالی از عیب و ایراد نیستند: برای نمونه ساختارگرایی اعتقاد به یادگیری از طریق شرطی شدن دارد و بر الگوهای صوری و توزیعی تأکید دارد و از ارائه ی قواعد و اطلاعات کافی برای توجیه خلاقیت زبانی قاصر است. در نظریه های زایشی نیز توجه بیش از اندازه به توانش زبانی شده است و به توانش های دیگر توجه کافی نشان داده نشده است و ارائه ی قواعد و نمودارهای پیچیده و برچسب ها و  بحث های نظری انتزاعی بر دشواری بکارگیری این نظریه در آموزش زبان افزوده است. «هدف چامسکی و پیروان او از ارائه فرضیه های جدید، آزمودن کارایی این فرضیه های نظری بوده است نه بسط وگسترش  توصیف های نحوی و نه افزایش دانش ما از ساختارهای دستوری.»                   

                                            ( روله،1371: 119)

 «دستور زبان آموزشی ماهیتی غیر خطی دارد، این دستورها به جای توجه به سلسله مراتب ، کلی نگر هستند. ضمن آن که سلسله مراتب آرمانی که کارکرد نظام زبان را تعریف کند به نظر       می رسد وجود ندارد.  این دستور معلم و دانش آموز محور است و در این دستورها اعتقاد غالب آن است که آگاهی دستوری در یادگیری زبان لازم است اما کافی نیست. چنین دستوری ماهیتی غیر مکانیکی  و انعطاف پذیر دارد.»                          

                           (رادر فورد،1987: 154)

شيوه هاي راهبردي در آموزش ساختار هاي  دستوري  به غير بومي زبانان :

در آموزش ساختارهای دستوری معمولا به دو گونه عمل می شود:

الف)شیوه ی استقرایی [7]  نمونه های بسیاری را ارائه کنیم تا زبان آموزان خود به قاعده کلی ساختارها دست یابند. ب) شیوه قیاسی[8]: قاعده ی کلی را برای زبان آموزان شرح می دهیم وآنها را با ساختارهای دستوری آشنا می کنیم. «بزرگسالان بیشتر علاقمندند که از قاعده کلی شروع کنند و می خواهند بدانند آن چه را که می شنوند و می بینند از چه قاعده ای پیروی می کند.»                                             

                          (استاینبرگ،1381: 231)

 کودکان هم بیشتر تمایل به روش استقرایی در آموزش زبان از خود نشان می دهند و شیوه استقرایی در مورد آنها بهتر جواب می دهد. سؤال مهم این است که آیا می توان شیوه یا شیوه هایی را اتخاذ کرد که تنها متکی بر یکی از این رویکردها نباشد؟ «این امکان وجود دارد که در سازمندهی یادگیری مطلقا تحلیلی و یا ترکیبی عمل نکنیم

و به طور واضح گرایش بیشتری به يكي از دو شیوه داشته باشیم.»                                                           

                                (ویلکینز،1376: 120)

«با این حال روش های آموزشی استقرایی و قیاسی بسته به محیط و موقعیت خاص آموزشی هر دو می توانند مؤثًر باشند.»                                                                                     (براون،1381 :100)

 بنابراین می توان با رویکرد کلی و گرایش بیشتر به یکی از این شیوه ها مباحث دستوری را مطرح کرد و در عین حال  شیوه ی دیگر را به طور کلی رد نکرد و در صورت نیاز از آن استفاده کرد. در آموزش نظام دستوری زبان فارسی می توان نکات مهم را به صورت جز جز  و لایه لایه طرح نمود (شبیه پیازی که از درون کم کم بر لایه های آن افزوده شود) و به تدریج به کل برسیم  و آنگاه خود کل را بر اجزای آن تقسیم کنیم و الگوهای لازم را از آن استخراج نماییم تا بر اساس آن الگوها بتوانیم در موارد مشابه تعمیم های لازم را انجام بدهیم.بدین ترتیب از هر دو شیوه استقرایی و قیاسی بهره گرفته ايم. مي توان ابتدا مقوله های واژگانی را طرح كنيم و به مقوله های گروهی برسيم. مقوله های گروهی را هم  به هسته و وابسته هایشان تقسیم کنيم تا به جمله برسيم. سپس جمله را هم بر اساس اجزای اصلی دسته بندی نماييم. مسئله ی دیگر این است که ترتیب و سلسله مراتب مباحث دستوری بر چه اساس و با توجه به چه معیارهایی باید ارائه شود. آیا بر اساس بسامد باید باشد یا براساس میزان سادگی و دشواری مطالب یا بر اساس میزان اهمیت و ارزش دستوری؟

«در استراتژی یادگیری و آموزش بهتر است که صورت های بی نشان و پربسامد و اساسی تر که معمولا ساده تر وکوتاه تر هم هستند، نخست آورده شود.»                                              (شروود،1994: 124)    

البته ممکن است که تصوًر شود که صورت های نشاندار به علت کمتر معمول بودن و چشمگیر بودن قابل توجًه باشند، بنابراین زودتر یادگرفته شوند. اما باید توجه داشت که «اولا : زبان آموزان زبان شناس نیستند [تا تشخیص بدهند کدام ساختار معمول و پر بسامد است]، ثانیا : سادگی ساختاری می تواند دلیلی بر سادگی یادگیری باشد.»                                               

                                  (شروود ،همان: 125)

. در تدریس مقوله های واژگانی و گروهی می توان اسم وگروه اسمی را پیشتر از سایر مباحث مطرح کرد زیرا :«اسم به پدیده های فراوان مادی و غیر مادی دلالت می کند و نیز از آن جهت که جزءِ نخستین دسته از واژه هایی است که در گفتار نخستین کودک ظاهر می شود و بسامد وقوع آن در گفتار بومی زبانان بیشتر است.»                             

                           (مشکوه الدینی،1382: 32)

 

یکی از مشکلات آموزش دستور زبان در کلاس های درس این است که زبان آموز نباید ساختارهای دستوری زبان را خارج از متن و بدون ارتباط با یکدیگر یاد بگیرد زیرااين امر با ماهیت زبان منافات دارد. به نظر می رسد یکی از راه هایی که می توان از آن طریق مطالب دستوری را در متن و در ارتباط با کاربرد واقعی آموزش داد آوردن نمونه های زنده و تهیه ی تمرین ها و فعالیت های مناسب می باشد. فعالیت ها و تمرین های کلاسی یک قسمت مهم از آموزش است که اگر به درستی و هدفمند تهیه شود نقش مهمی در یاددهی و یادگیری و آموزش خواهد داشت. از طریق این گونه فعالیت ها زبان آموز می تواند رابطه ی میان صورت زبان و معنی وکاربرد آن را درک بکند. مثلا با این نمونه ها و از طریق این گونه فعالیت ها می فهمد که صورت های سؤالی فقط برای سؤال کردن به کار نمی رود بلکه معنی وکاربرد متفاوتی می توانند داشته باشد. بنابراین تهیه تمرین ها و فعالیت های زبانی معنی دار و هدفمند با توجه به سه بعد صورت و معنی و کاربرد «نه تنها آگاهی از الگوهای دستوری و تمرین آنها را رد نمیکند»                                                   

                     (ضیاء حسینی، 1385: 38)

بلكه در كنار وضيح دستوري زبان آموزان درك مي كنندكه براي انجام امور اجتماعي چه واژگان و

ساختاری، برای چه منظوری مناسب است. تمرين ها وفعاليت ها  بايد بر پایه یافته های اخیر آموزشی و از متن های طبیعی (نوشتاری و گفتاری) تهیه شود نه از متن هایی که به منظور آموزش زبان و دستور تهیه شده اند. نکته های دستوری نیز در جاهای متفاوت متن  بيايد تا به زبان آموزان فرصت دهد که چنانچه خود به فرضیه ای رسیدند بتوانند آن را آزمایش کنند و یا در آن فرضیه تجدید نظر نمایند.

. بنابراین زبان آموزان لازم نیست این قواعد یا مثلا ویژگی های صرفی اسم را حفظ بکنند. هدف به کارگیری درست و مناسب این مقوله ها در موقعیت های ارتباطی واقعی است.

 

فهرست منابع      

 

 ابو محبوب ، احمد ، 1375. ساخت زبان فارسی ،  تهران ، نشر میتر ا

 استاینبرگ ، دنی  1992 در آمدی بر روان شناسی زبان  ترجمه ارسلان گلفام  1381 تهران  سمت

بانان صادقیان  ،  جلیل، 4 137 . « شیوه ای نوین ، مجموعه مقالات نخستین همایش بررسی روش  های نوین 

      آموزش زبان فارسی به غیر فارسی  فارسی زبانان ،  تهران

براون ، داگلاس   2000 ،اصول یادگیری  وآموزش زبان،  ترجمه منصور فهیم ، 1381. تهران ، رهنما

جهانگيري، نادر، 1384. « قاعده پذيري و تعميم پذيري در زبان » مجموعه مقالات نخستين همايش انجمن زبان    

         شناسي ايران، به كوشش مصطفي عاصي، تهران

گلفام، ارسلان، بهرامي خورشيدي، سحر،1384. «ساخت سببي در زبان فارسي» مجموعه مقالات همايش زبان شناسي ايران، به کوشش  مصطفي عاصي، تهران، صص 120-121 

لارنس ترسك، رابرت ،1997. مباني زبان ، ترجمه علي فاميان ، 1379.تهران،نشر مركز

مشكوه الديني، مهدي 1383،.« آموزش زبان فارسي به غير فارسي زبانان بر پايه نظريه ساخت ساخت سازي زاياو            

         فراگيري مهارت» شيوه اي نوين،   مجموعه مقالات نخستين همايش بررسي روش هاي نوين

           آموزش زبان فارسي   به غير فارسي زبانان، تهران

______،1380، «تدوين راهبردي ساخت هاي دستوري فارسي براي آموزش به زبان آموزان غير بومي،

            فصل نامه ي نامه پارسي،سال8،  شماره 3،  مشهد .

مير عمادي، سيد علي،1381. نحو زبان فارسي بر پايه نظريه حاكميت و مرجع گزيني، تهران، سمت

ويلكينز،دي.اي....... آموزش ويادگيري زبان دوم ، ترجمه ترانه اصغري،1376.انتشارات  طريق كمال

 

Chand  sharma, tara, 2002.modern methods of language Teaching, new Delhi  

 

Larsen-freeman,Diane,2000.the  techniques  and principles In language teaching.         

           .  oxford  university

 _________, 2005. grammar and   teaching,challenging The myths,                              

                                                                                        www.google.com

 

Radford,A.1988.transformation grammar, Cambridge University press             

Sharwood smith, 1994. second language learning,theoretical Foundations,

                                                                                                               Longman,London       

 

 

 

 

 



[1] - Grammar-translation method

[2] - Audio-lingual method

[3] - adequacy

[4] - abservational

[5] -  descriptive

[6] - explanatory

[7] -     inductive

[8] -  deductive

زبان فارسی 1

 

 ساختار نموداري زبان شناسي و دستور زبان زبان فارسي 1

 

 تهيه كننده : اباسط احمدي                     

 سرگروه زبان و ادبيات فارسي ناحيه 2- تبریز

  دبيرستان مولي
 

درس اول
1 –   استفاده از زبان آسان است چون طرز استفاده از زبان را به تدريج و بطور طبيعي فرا مي گيريم.
2 –   شناخت زبان دشوار است چون :       1-  زبان بيش از حد پيچيدگي و گستردگي دارد.

2-    از آن جايي كه طرز استفاده از زبان را مي دانيم مي پنداريم كه خود آن را هم مي شناسيم و به همين دليل نيز سعي در شناخت زبان را اغلب بيهوده مي انگاريم.

  اركان اصلي تعريف زبان :   1- زبان يك نظام است  ، 2- كار اصلي آن ايجاد ارتباط ميان انسانها است  3-  انتقال پيام   4 - در قالب جمله 

 

 

 درس دوم
جمله

 ما معمولاً خود را با جمله بيان مي كنيم. ارتباط ميان انسانها و انتقال پيام در ارتباط زباني بيشتر در قالب جمله صورت مي گيرد:

بخش هاي يك جمله :‌

1- نهاد : كلمه يا گروهي از كلمات است كه درباره آن خبر مي دهيم. يعني صاحب خبر .

 2- گزاره : خبري است كه درباره نهاد داده مي شود،به عبارت ديگر گزاره بخش اطلاع دهنده ی جمله است.  

 O هسته ي گزاره فعل است. مانند : پروين اعتصامي از كودكي شعر مي گفت.
 O فعل نيز داراي يك شناسه (= نهاد پيوسته) است. شناسه،

 O نشانه فعل؛ شناسه است و شخص فعل را معين مي كند.

O شناسه را نهاد اجباري (پيوسته) مي ناميم. زيرا هميشه با فعل است

O شناسه فعل معمولاً دو شعار (= مفرد و جمع) با نهاد هماهنگي مطابقت دارد.

 ضميرها هر گاه جايگزين اسم گردند و نهاد قرار گيرند با شناسه ها در شمار و مشخص هماهنگي و مطابقت دارند:

جمع

فعل

نهاد جمع

مفرد

فعل

نهاد مفرد

در نهاد جدا

شناسه جمع

 

 

شناسه مفرد

 

يم

مي شنو

ما

م

مي شنو

من

يد

مي شنو

شما

ي

مي شنو

تو

ند

مي شنو

ايشان

د

مي شنو

او

گزاره

نهاد

يكي از راه هاي كسب مهارت در نويسندگي است

خلاصه نويسي

از زبان بي ادبي بهره مي گيرد.

شاعر

 

 

  درس چهارم
جمله و اجزاي آن

بخش هاي اساسي جمله :

1 – نهاد 

2 – گزاره گزاره بر دو نوع است :

الف– گزاره : كه فقط از يك فعل تشكيل شده باشد

    مانند :‌علي آمد (گزاره : فعل)

 ب– گزاره كه علاوه بر فعل يك يا چند جزء ديگر نيز دارد.

 1-  مفعول (را)+ فعل

 2- مسند+ فعل اسنادي (بود، شدو...

3-(حروف اضافه) متمم + فعل

4- مفعول + متمم + فعل

 

 

 

                                                                                                                   

 


ويژ گي هاي ذاتي زبان انسان  : 

 1- – دو ساختي بودن

2 – زايايي فوق العاده  با اين ويژگي مي توانيم به كمك نظام زبان كه خود محدود است جملات نامحدود بسازيم

3– نا به جايي: با استفاده از اين ويژگي مي توانيم درباره چيزهايي كه  اكنون حاضر نيستند يا حتي اصلاً وجود ندارند سخن بگوييم. درباره حافظ، آدم برفي و ...

 


الف – مراحل ويژگي دو ساختي  زبان انساني :

- تركيب صداهاي بي معني با هم -> آ، ر، د / ر، ا / ب، ي ،خ، ت  و تشكيل ساخت هاي معني دارد «نشانه ها» -> آرد / را  بيخت
 - تركيب نشانه هاي معني دار با هم ->«ساخت جمله»
 -> آرد را بيخت 

 گونه : شكلي كه هر جا و موقعيت معيني بكار مي رود. «موقعيت اجتماعي ومكاني»
 شكل هاي زبان:    

لهجه : شكلي كه فقط در تلفظ با هم فرق دارد صحبت كردن يك اصفهاني به فارسي تهراني
گويش : شكلي كه علاوه بر تلفظ در انتخاب كلمات و قواعد دستوري نيز   فرق مي كنند 
 

 – گويش هاي جغرافيايي به ناحيه خاصي تعلق دارد. گويش يزدي، كاشاني، همداني و.... 
– گويش هاي اجتماعي : متلق به طبقه يا قشر اجتماعي خاصي : گويش واعظان، بازاريان
 انواع گويش ها    

– گويش تاريخي : كه متعلق به دوره خاصي از حال و از گذشته يك زبان : مانند گويش دوره هاي پيش يا  پس از حمله مغول ، بعد از صفوي، بعد از مشروطه

 – گويش هاي معيار :‌گويش هاي معيار گفتاري و نوشتاري و نظاير آن.  

 

 

 

  درس هشتم 
  ويژگيهاي فعل

1 – شخص شش تا (3 مفرد، 3 جمع) 
اول شخص مفرد : مي روم / جمع : مي رويم
 دوم شخص مفرد .مي روي / جمع : مي رويد

  سوم شخص مفرد : مي رود / جمع : مي روند

 2 – زمان (1- ماضي – مضارع – آينده)
3 – گذر :‌ناگذر و گذرا
4   – معلوم و مجهول
5 – وجه فعل
 

  بن فعل بر دو نوع است

- بن ماضي : سوم شخص ماضي ساده يا مصدر بدون –َ ن پاياني
                              مانند : ديدن –َ ديد / كاشتن -> كاشت

 - بن مضارع = فعل امر مفرد بدون به آغازي :‌مانند: ببين حذف بيِِِ ِ -> بين

                                                               برو حذف بيِِ -> رو  

 

  روش ساخت صفت مفعولي:

بن ماضي + ه / ﻪ : شناخته ، ديده ، گفته و .... 

 زمان هاي اصلي فعل :

1– ماضي گذشته

2 – مضارع (حال و آينده)

3- – آينده  

 

 

 

                1- ماضي ساده = بن ماضي + شناسه (رفتم ، رفتيم _ رفتي ، رفتيد_ رفت Ø رفتند )
                 2 – ماضي استمراري = مي + ماضي ساده (مي رفتم ، مي رفتيم_ مي رفتي ، مي رفتيد_ مي رفت
Ø                    مي رفتند)
                 3 – ماضي بعيد = صفت مفعولي + بودم ، بودي ، بود ، بوديم ، بوديد، بودند (رفته بودم ، رفته بوديم 
رفته بودي، رفته بوديد _ رفته بود Ø ، رفته بودند) 
 انواع ماضي               

                 4 – ماضي التزامي = صفت مفعولي + باشم ، باشي ، باشد، باشيم ، باشيد، باشند (رفته باشم ، رفته باشيم _ رفته باشي ، رفته باشيد_ رفته باشد ، رفته باشند) 
                 5 – ماضي نقلي = صفت مفعولي + ام، اي ، است،‌ايم، ايد، اند (رفته ام ،رفته ايم _ رفته اي ، رفته
ايد _ رفته است Ø ، رفته اند)  

 

  انواع مضارع :

                               1 – مضارع اخباري = مي + بن مضارع + شناسه
                               (مي روم ، مي رويم _ مي روي، مي رويد _ مي رود، مي روند) 
 
 
            2 – مضارع التزامي = ب + بن مضارع + شناسه
                                  (بروم ، برويم _ بروي، برويد _ برود ، بروند)
 

 

  آينده :

خواهم ، خواهي ، خواهد، خواهيم، خواهيد ، خواهند + مصدر مرخم = (بن ماضي) (خواهم رفت ، خواهيم رفت _ خواهي رفت ، خواهيد رفت _ خواهد رفت ، خواهند رفت)  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس پانزدهم
زبان شناسي چيست؟

زبان شناسي                    

1. علمي است كه به شناخت زبان مي پردازد

2 . مطالعه علمي زبان است 

 3. از روش هاي رايج در تحقيقات علمي استفاده مي كند  

                            1- زبان شناسي سنتي : مطالعه زبان به قصد حفظ كتب آسماني و آثار ادبي
                             2- زبان شناسي جديد : (ساخت گرا يا همگاني) : مطالعه زبان به قصد شناخت خود آن و  

انواع زبان شناسي :   

           كشف واقعيات موضوع زبان
                             3- زبان شناسي تاريخي : بررسي و مطالعه گذشته زبان به صورت هاي نظير «هي 
گفتم» «شنيدستم» «به باغ اندرون»  

درس بيستم

 انواع ضمير

احمد[مرجع] از برادرش[ضمير] (احمد) خواهش كرد او[ضمير] را در كارها راهنمايي كند.

 1- ضمير شخصي :   جدا من، تو، او / ما ، شما ، ايشان ، آن ها

:  پيوسته مَ، تَ، شَ / مان ، تان ، يشان
 ضمير شخص جانشين اسم مي شود و شش شخص دارد
2 – ضمير مشترك :‌خود ضمير مشترك است و به جاي هر شش شخص بكار مي
رود به جاي خود در نوشته هاي ادبي خويش و خويشتن هم كاربرد دارد.
3 – ضمير اشاره :     اشاره به نزديك : اين ، اينان ، آن ها 
 اشاره به دور : آن ،آنان‌، آن ها
4 – ضمير پرسش : تمام واژه هايي كه جانشين اسم مي شوند و براي پرسش به كار
 مي روند. كه، چه، كدام، چند، كي  

 

درس بيست و سوم
گروه قيدي

 

  اقسام قيد از نظر ظاهري

   الف) قيدهاي نشانه دار :در ساختمان اين نوع قيدها علامتي است كه بدان شناخته مي شوند.
1) واژه هاي عربي تنوين دار، مثلاً ، جداً ، واقعاً و ...
2) قيدهايي كه از يك پيشوند اسم ساخته مي شوند :‌به دقت، به سختي ، به خوبي ، به كندي، با احتياط .....
3) متمم هاي قيدي :‌از يك حرف اضافه + اسم يا ضمير ساخته مي شوند : مانند : با چه آمديد؟
ب ) قيدهاي بي نشانه :
كلماتي هستند كه بدون كمك نقش نما قيد مي شوند
1) در اصل اسم يا گروه اسمي اند
2) صف مشترك با قيدند :‌آهسته آمدم ، آهسته، قيد، صداي آهسته او را مي شنيدم ، آهسته ، صفت
3) واژه هايي كه فقط قيد هستند : هنوز ، هرگز ، البته و ... به اين نوع قيدها مختص مي گويند.
 

 سطوح زبان شناسي   

1)    واچ شناسي : مطالعه صداهاي زبان و قواعد تركيب آنها به منظور ساخت هاي  

                                         آوايي زبان
                                     2  ) دستور زبان : صرف - نحو
                                      3) معنا شناسي : بررسي معنا انواع تك واژه ها ، كلمه و ....
بررسي حوزه ي معنايي كلمه ها (تضمن، ترادف ، تضاد)

 

  دستور زبان :

بررسي نشانه هاي زبان و قواعد تركيب آن ها به منظور ساختن كلمات و عبارات و جمله هاي زبان ،  دو بخش    صرف واچ – تكواژ – كلمات مشتق – كلمات مركب  

                  نحو  .  گروه – گروه اسمي – گروف حرف اضافي – گروه فعلي – جمله  

انواع جمله:  جمله ساده – جمله مركب – جمله شرطي – جمله امري – جمله بياني 

 انواع نقش نماها  

                               1 – را : پس از مفعول مي آيد و نقش نماي مفعول است.
                                2 – نقش نماي اضافه : «-ِ» اين نشانه بعد از اسم مي آيد و كلمه بعد از آن مضاف اليه يا
صفت است.
                                3 – حرف اضافه ي : از ، به ، با ، در، بر، براي ، مانند ... » نشانه متمم است.

                               4 –  حرف ربط (پيوند) : پيوندهاي وابسته ساز ، كه ،تا ، چون ، زيرا، اگر ، با اين كه ...  پيوندهاي هم پايه ساز : «و ، اما، ولي ، يا ....»
                                  5 – نشانه ي ندا : «آي ، اي، يا » اي خدا‌، اي رضا و مصوت را «اَ» در پايان برخي
اسم ها مانند خدايا، سعديا

 

 

چکیده ی مقاله

تقویت بنیه ی علمی معلمان ادبیات

مهدی ناصحی

چکیده ی مقاله

هفتصد سال پیش خداوندگار سخن گفته است «ای برادر تو همه اندیشه ای» ما هم، هم صدا با آن ابر مرد عرفان و معنا می گوییم «ما ز دریاییم و دریا می رویم» اگر صحبت از تقویت بنیه ی علمی معلم ادبیات می شود، بخش اندکی از این بارآوری را معلم نصیب خود می کند، به آن اندازه که در جمع به چیزی بیارزد و برای آتیه ی خود و فرزندانش که غم نان نخورند، توشه ای فراهم چیند. الباقی را صرف فرزندان این آب و خاک می کند تا بدانند که ماه لکه های سیاهش رابرای خودش نگه می دارد و نورش را بی دریغ بر هر آن که بخواهد ساطع می گرداند.

در این تحقیق، من به پیشینه ی علمی معلمان بزرگواری که قبل از ورود به دستگاه دولتی ، پیشتوانه ای از علم و ادب با خود به هم راه دارند ، نظر افکنده ام ولی گفته ام که آموزش اولیه بسنده نیست . معلم باید در طول خدمت شرافتمندانه ی خود «کسب جمعیت از آن زلف پریشان بکند» و «طی این مرحله بی هم رهی خضر نکند» بحث مهارت شغلی و دانش افزایی در شاخه ها و گرایش های «به عدد انفس خلایق» و «به هر دری، سری زدن» هم برای این است که میزان اثر بخشی محقق شود و به آموزش و هزینه های آن به عنوان نوعی سرمایه گذاری نگریسته شود. این تحقیق حول محور آموزش های ضمن خدمت دور می زند، چرا که امام زاده ای است که اگر نمی توانیم طوافش کنیم، کم ترینش آن است که به شمع دان سبز و سرخ داخل ضریحش بنگریم و ببینیم آیا همه ی امام زاده گاه ها یک شکل و یک رنگ است؟ یا نه. گنبد مال مسجد بابای «جلال آل احمد» ارزش نگاه کردن دارد. و مثلا گنبد لخت و آجری را، دیگر نمی شود گفت گنبد.

اگر به اشکال مختلف نظام آموزش ضمن خدمت پرداخته ام برای آن است که نظام آموزش ضمن خدمت مدرسه ـ محور، توجهم را بیش تر از دو شکل دیگر ملی و محلی جلب کرده است. همان طور «الگوی گاسکی» در مقایسه با الگوی سنتی « چرا که ایجاد تغییر در نگرش ها را بر عهده ی قضاوت و برداشت های خود افراد وا می گذارد».

مکانیزم های آموزش ضمن خدمت هم خود طرفه حکایتی است با آن «ید بیضای» آموزش ضمن خدمت سیارش که به عوض این که فرد به دنبال استاد و کلاس باشد، آموزش به خدمت کارآموز می رود. الگویی بسیار کارآمد و اثر بخش.

به تاریخچه ی ضمن خدمت آموزش و پرورش سری زدم تا ببینم این موجود «شیئیٌ عُجاب» در کدام زهدان بالیده است. زمانی این دٌر دانه ی تک محصولی فقط پله ی «گروه» بود، زمانی کاغذ توالت شد، هر از گاهی نقره ای که به نیکل بدل شد و به تعجیل در گروه هم خودی نشان داد، و چند صباحی هست که به مرز شش صدی ها یاری می رساند، به هزار و صد بالاترها که اصلاً توجه ندارد، و اکنون در قمار از نوع دوم به بازی دست خون مشغول است.

فعلاً که او سواره است و ما پیاده. نه آرزوی سوغات گواهینامه از نوع دوم را داشته باشیدو نه به شکم صابون زده ی خودتان برای رسیدن به یک مدرک بالاتر، فکر کنید. اصلاً مه مه ای در کار نیست که لولو ببرد.

 

واژگان کلیدی: معلمان، معلمان ادبیات، تقویت دانش، مهارت های شغلی، اثر بخشی، آموزش مادام العمر، آموزش ضمن خدمت کارکنان.

 

مقالات

اظهارات تکان دهنده دكتر "جعفرياحقي"در مورد؛
بحران ادبیات در دانشگاه های ایران

 

گروه‌‏هاي ادبيات در دانشگاه عقيم شده‌‏اند؛ برنامه‌‏های دانشگاه را آدم‌‏های غير خلاق تعيين مي‌‏كنند؛ معلمان دانشگاه از تيره خلاقان عرصه دانشگاه نيستند؛ما را مجبورکرده اند در يك چارچوب خاص، كتابي خاص را در زماني خاص تدريس كنيم؛ما در دانشگاه بيشتر فرمول كنكور را آموزش مي دهيم؛ آموزش عالي از نظر كيفی در بحران وخيمی به سر مي‌‏برد. آنچه آمدتنها بخشی هایی از سخنان دکتر جعفر یاحقی(رئيس گروه زبان وادبيات فارسي دانشگاه فردوسي مشهد) است که در مورد بحران زبان وادبیات فارسی عنوان کرده است که در ادامه نظرات وی را می خوانید.

                                                       

ادامه نوشته

مقالات

ششمین کنفرانس آموزش زبان و ادبیات فارسی ایران

 

عوامل موثر بر یادگیری زبان فارسی و شیوه های علاقمند سازی دانش آموزان به زبان فارسی در مناطق غیرفارسی زبان

 

منصوره کافی زاده[1]

kafimans@yahoo.com

علیرضا منظری توکلی[2]

 

چکیده

 

وجود زبان ها و گویش های متفاوت و متعدد در همه ی کشورهای جهان از جمله کشور ما و به رسمیت شناختن زبان واحدی که مسائل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی همچنین حفظ وحدت ملی و یکپارچگی کشور ایجاب می کند به همین دلیل هم زبان رسمی یا معیار نامیده می شود، همواره مسائل و مشکلاتی را برای نظام آموزش و پرورش و معلمان و همچنین دانش آموزان یکه گویش دیگری دارند به وود می آورد. در کشور ما با وجود زبان ها و گویش های متفاوت که زبان مادری بسیاری از کودکان غیرفارسی است آموزش زبان فارسی با مشکلاتی مواجه  است.

در این مقاله نویسنده کوشیده است علاوه بر شناسایی مشکلات موجود بر سر راه آموزش زبان فارسی، راههایی برای برداشتن آن معضلات و روشهای برای علاقه مند سازی دانش آموزان به زبان فارسی پیشنهاد دهد.

 

واژگان کلیدی: برنامه ی درسی- آموزش زبان فارسی- علاقه به یادگیری زبان فارسی

 

ادامه نوشته

مقالات

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

التذاذ دربیکرانگی زبان

 

علی اصغر ارجی

مدرس مرکز تربیت معلم قزوین

 

 

چکیده:

 

لذت اصل وکشش اساسی میان خواننده واثر ادبی است.امادامنه آن درمیان همه یکسان نیست. گروهی در یک مسیر محدود  تنها به لایه های سطحی نفوذ می کنند واز نشئه ای کم رنگ حظ می برند و گروهی  با رسوخ در لایه های عمیق متن وزبان به لذت کامل تری می رسند  .رازدست یابی بدین ها درسه اصل ساختار زبان،روایت گری زبان واستعارگی زبان نهفته است . مقاله می کوشد تکانه های لذت آور را در این اصول باز شناسد. 

 

کلید واژه ها:زبان،ساختار ،نشانه، روایت واستعاره

 

         

ادامه نوشته