زبان فارسی 1
|
ساختار نموداري زبان شناسي و دستور زبان زبان فارسي 1
تهيه كننده : اباسط احمدي سرگروه زبان و ادبيات فارسي ناحيه 2- تبریز دبيرستان مولي |
|
درس اول 2- از آن جايي كه طرز استفاده از زبان را مي دانيم مي پنداريم كه خود |
|
اركان اصلي تعريف زبان : 1- زبان يك نظام است ، 2- كار اصلي آن ايجاد ارتباط ميان انسانها است 3- انتقال پيام 4 - در قالب جمله |
|
ما معمولاً خود را با جمله بيان مي كنيم. ارتباط ميان انسانها و انتقال پيام در ارتباط زباني بيشتر در قالب جمله صورت مي گيرد: | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1- نهاد : كلمه يا گروهي از كلمات است كه درباره آن خبر مي دهيم. يعني صاحب خبر . 2- گزاره : خبري است كه درباره نهاد داده مي شود،به عبارت ديگر گزاره بخش اطلاع دهنده ی جمله است. O هسته ي گزاره فعل است. مانند : پروين اعتصامي از كودكي شعر مي گفت. O نشانه فعل؛ شناسه است و شخص فعل را معين مي كند. O شناسه را نهاد اجباري (پيوسته) مي ناميم. زيرا هميشه با فعل است O شناسه فعل معمولاً دو شعار (= مفرد و جمع) با نهاد هماهنگي مطابقت دارد. ضميرها هر گاه جايگزين اسم گردند و نهاد قرار گيرند با شناسه ها در شمار و مشخص هماهنگي و مطابقت دارند:
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
1 – نهاد 2 – گزاره گزاره بر دو نوع است : الف– گزاره : كه فقط از يك فعل تشكيل شده باشد مانند :علي آمد (گزاره : فعل) 1- مفعول (را)+ فعل 2- مسند+ فعل اسنادي (بود، شدو... 3-(حروف اضافه) متمم + فعل 4- مفعول + متمم + فعل |
|
1- – دو ساختي بودن 3– نا به جايي: با استفاده از اين ويژگي مي توانيم درباره چيزهايي كه اكنون حاضر نيستند يا حتي اصلاً وجود ندارند سخن بگوييم. درباره حافظ، آدم برفي و ... الف – مراحل ويژگي دو ساختي زبان انساني : - تركيب صداهاي بي معني با هم -> آ، ر، د / ر، ا / ب، ي ،خ، ت و تشكيل ساخت هاي معني دارد «نشانه ها» -> آرد / را بيخت گونه : شكلي كه هر جا و موقعيت معيني بكار مي رود. «موقعيت اجتماعي ومكاني» لهجه : شكلي كه فقط در تلفظ با هم فرق دارد صحبت كردن يك اصفهاني به فارسي تهراني – گويش هاي جغرافيايي به ناحيه خاصي تعلق دارد. گويش يزدي، كاشاني، همداني و.... – گويش تاريخي : كه متعلق به دوره خاصي از حال و از گذشته يك زبان : مانند گويش دوره هاي پيش يا پس از حمله مغول ، بعد از صفوي، بعد از مشروطه – گويش هاي معيار :گويش هاي معيار گفتاري و نوشتاري و نظاير آن. | |
|
| |
|
1 – شخص شش تا (3 مفرد، 3 جمع) سوم شخص مفرد : مي رود / جمع : مي روند 2 – زمان (1- ماضي – مضارع – آينده) | |
|
بن فعل بر دو نوع است - بن ماضي : سوم شخص ماضي ساده يا مصدر بدون –َ ن پاياني | |
|
- بن مضارع = فعل امر مفرد بدون به آغازي :مانند: ببين حذف بيِِِ ِ -> بين برو حذف بيِِ -> رو | |
|
بن ماضي + ه / ﻪ : شناخته ، ديده ، گفته و .... زمان هاي اصلي فعل : | |
|
1– ماضي گذشته 2 – مضارع (حال و آينده) 3- – آينده | |
|
| |
|
4 – ماضي التزامي = صفت مفعولي + باشم ، باشي ، باشد، باشيم ، باشيد، باشند (رفته باشم ، رفته باشيم _ رفته باشي ، رفته باشيد_ رفته باشد ، رفته باشند) | |
|
| |
|
| |
|
آينده : خواهم ، خواهي ، خواهد، خواهيم، خواهيد ، خواهند + مصدر مرخم = (بن ماضي) (خواهم رفت ، خواهيم رفت _ خواهي رفت ، خواهيد رفت _ خواهد رفت ، خواهند رفت) | |
|
| |
|
|
|
زبان شناسي 1. علمي است كه به شناخت زبان مي پردازد 2 . مطالعه علمي زبان است 3. از روش هاي رايج در تحقيقات علمي استفاده مي كند |
|
انواع زبان شناسي : كشف واقعيات موضوع زبان |
|
درس بيستم |
|
1- ضمير شخصي : جدا من، تو، او / ما ، شما ، ايشان ، آن ها : پيوسته مَ، تَ، شَ / مان ، تان ، يشان |
|
درس بيست و سوم |
|
اقسام قيد از نظر ظاهري |
|
الف) قيدهاي نشانه دار :در ساختمان اين نوع قيدها علامتي است كه بدان شناخته مي شوند. |
|
|
|
1)
|
|
بررسي نشانه هاي زبان و قواعد تركيب آن ها به منظور ساختن كلمات و عبارات و جمله هاي زبان ، دو بخش صرف واچ – تكواژ – كلمات مشتق – كلمات مركب نحو . گروه – گروه اسمي – گروف حرف اضافي – گروه فعلي – جمله |
|
انواع جمله: جمله ساده – جمله مركب – جمله شرطي – جمله امري – جمله بياني انواع نقش نماها |
|
|
|
1 – را : پس از مفعول مي آيد و نقش نماي مفعول است. 4 – حرف ربط (پيوند) : پيوندهاي وابسته ساز ، كه ،تا ، چون ، زيرا، اگر ، با اين كه ... پيوندهاي هم پايه ساز : «و ، اما، ولي ، يا ....» |