1- داستان جن و پري، داستان ليلي و مجنون چند واژه است؟ سه واژه يا يك واژه

 

مطمئنا 5 واژه. شك داريد؟ بشماريد.

2- خداوند دو تكواژ است يا يك تكواژ؟ اگر دو تكواژ حساب كنيم «وند» به چه معناست؟ مگر خداوند گونه آزاد خدا نيست؟ ضمنا آقاي وحيديان دو تكواژ به حساب مي‌آورد.

 پاسخ يك تكواژ است و گونه‏ي آزاد « خدا ».

ما مي‏گوييم روزگاري اين وند « وند » به شهادت كلام بزرگان، همان « مند » امروزين يا چيزي در حد آن بوده است و لاجرم واژه‏ساز و باز هم لاجرم اشتقاقي. امروز بر خلاف همتاي ديگرش « مند » فعال نيست و در نتيجه يك تكواژ آزاد نمي‏تواند به شمار رود؛ زيرا امروزه استقلال دستوري و معنايي خود را از دست داده است. آقاي دكتر وحيديان با استدلال ديگري – اگر اشتباه نكنم- خداوند را دو تكواژ مي‏دانند؛ يعني مي‏فرمايند « خدا » يك واژه هست و يك تكواژ و مستقل. به اعتبار استقلال خدا مي‏توان « وند » را – به اين دليل كه هنگام جدا شدنش تكواژ پايه، هنوز هم تكواژ پايه مستقل و با معنا و دقيقا در همان معناي پيشين مي‏ماند –  «چيزي» افزون بر پايه دانست و چون در تقسيمات واژگاني « چيزي » هم نداريم، پس ناگزير بايد آن را تكواژ به حساب آورد و با اين دليل خداوند داراي دو تكواژ مي‏شود. فرمايش ايشان درست است و قرارمان هم همين بود كه به عنوان مرجع معتبر، حرف ايشان را بپذيريم. باشد؟ آفرين!

 

3- «ي» در خداي، جاي، موي و ... تكواژ ميانجي است؟

 قطعا خير! – اگر پرسش شما دقيقا همين است، پاسخ ما هم دقيقا و قطعا همين.

امّا اجازه بدهيد ببينيم... شايد منظور شما « واج ميانجي » باشد. در آن صورت، پاسخ ما هم مي‏شود:

بله و خير! باز هم از همان حرف‏هاست، و شايد هنوز هم يادآور همان لحن طنزآلود هم‏كار بزرگوارمان خانم... كه در گردهم‏آيي شيراز، سعدي‏وار فرمودند: پس به اعتبار « تو به هر ضرب كه خواهي بزن و بنوازم »، هرچه گفتيم، درست است. درست است امّا نه هرچه گفتيم. اين جا يادمان باشد كه تكواژ ميانجي ميان دو مصوت ميانجي‌گري مي‌كند. درحالي‌كه در «خداي»، «جاي» و «موي» پس از «ي» مصوتي نيامده است امّا اين در صورتي است كه اين واژه‌ها به تنهايي به همراه اين «ي» به كار روند كه گمان نمي‏كنيم ديگر در سراسر اين ملك كسي بگويد « خداي حافظ » يا « او موي‏هايش را رنگ زده است .» يا... بله، در شعر و نثر قديم معمول بوده است؛ امّا در فارسي امروز هنگامي «ي» در پايان اين واژه‌ها ظاهر مي‌شود كه بعد از آن‌ها مصوتي آمده باشد؛ نمونه: « خداي بزرگ»، «جاي خالي»، «موي سفيد»؛ پس «ي» در اين موارد صامت ميانجي است. خلاصه اين‌كه هيچ فارسي زباني امروزه «خدا»، «جا»، «مو»، «پا» و ... را «خداي»، «جاي»، «موي»، «پاي» و ... تلفظ نمي‌كند و «ي» در پايان اين واژه‌ها در حالت عادي نمي‏آيد. هرجا آمد، معلوم است كه زبان آن را لازم داشته و آورده است و... آري، فقط در همان جا لازم، به عنوان صامت ميانجي ظاهر مي‌شود.

4- «ي» در بن مضارع گوي، جوي و ... جزء خود كلمه است يا ميانجي است؟

 

 

اصلا بفرماييد جايي را شما سراغ داريد كه امروزه فارسي زباني بگويد: بگوي. چرا تاخير داشتي؟ كجا بوده‏اي؟

امّا هيچ فارسي زباني را هم نمي‏توانيد بيابيد كه بتواند بگويد: مي‏گو ـَ م ؛ و به اين دليل ناگزير است بگويد مي‏گويم؛ و از طرف ديگر، بن‏هاي مضارع امروزه اصلا كاربرد مستقل ندارند؛ چه با «ي» و چه بي آن. امّا اگر در مواردي كه مثال زديم، بيايند، «ي» در پايان ي آن‌ها صامت ميانجي به شمار مي‌آيد به جز يك بن مضارع «گري». كه دليل آن هم آشكار است. اگر گفتيد چرا؟

 

5- «ه» در صفت مفعولي «گفته» تكواژ صرفي است يا اشتقاقي؟

اشتقاقي؛ زيرا از بن ماضي، صفت مفعولي ساخته است؛ يعني باعث ساخت واژه‌اي جديد شده است. چرا فقط گفته را مثال مي‏زنيد؟ در همه‏ي صفت‏هاي مفعولي همين طور است. اصلا بر منكرش...! سبحان الله. گفته‏بوديم 

¤ لينک |ساعت 16:56 غلامرضا عمرانی

 

6- «خاطره» چند تكواژ است؟

 تا اندازه‏اي در سؤال قبل راجع به اين موضوع صحبت كرديم و اضافه كنيم كه خاطر واقعا همان خاطره نيست؛ پس واژه‏ي جديدي است و اگر اين را قبول داشته باشيم، پس بايد قبول كنيم كه  «- ِ» (ه/ ـه) خاطره هم يك تكواژ است. پس خاطره چند تكواژ است

7- حروفي كه در فرآيند واجي كاهش حذف مي‌شوند آيا در شمارش واج به حساب مي‌آيند يا نه؟ مثلا واژه «دست‌بند» 8 واج است يا 7 واج؟

 

واضح است كه بستگي به شيوه‌ي خواندن دارد؛ زيرا اعمال فرآيند واجي، اغلب اختياري است؛ مثلا هيچ كس نمي‌تواند حكم كند كه «روزگار» را هميشه «روزگار» بخوانيم يا «روزِگار». Ruzegar/ ruzgar

خب، حالا سؤال اين است كه اگر از ما خواستند واژه‌اي مانند «روزگار» را واج نويسي كنيم، آيا بايد فرايند واجي افزايش را در نظر بگيريم، يا خير. به اين سؤال احدي پاسخ نتواند داد! زيرا ايراد در سؤال است نه دانش ما، كسي كه از ما مي‌خواهد ساخت واجي «روزگار» را مشخص كنيم بدون آن كه به كمك اعراب‌گذاري شيوه‌ي دقيق خواندن آن را مشخص كرده باشد، يا از دو تلفظي بودن اين واژه ناآگاه است، يا به آن بي‌توجه است و يا به عمد به آن بي‌توجهي مي‌نمايد كه در هر سه حالت زحمت ديگران مي‌دارد؛ پس توصيه‌ي ما اين است كه از طرح معماهاي حل نشدني – نه به دليل سختي كه به دليل كمبود اطلاعات- در درس زبان فارسي مانند همه‌ي درس‌هاي ديگر جدا بايد خودداري كرد. پايان سخن اين‌كه ساختار واجي 8- يك واژه‌ي مكتوب را بر اساس شكل مكتوب آن مشخص مي‌كنيم، مگر آن‌كه در صورت سؤال قيد شده باشد كه فرايندهاي واجي ممكن هنگام تلفظ اين واژه، درنظر گرفته شود؛

نمونه پرسش: ساختار واجي واژه‌ي «دست‌بند» را مشخص كنيد.

پاسخ: /د/ + /ـَـ/ + /س/ + /ت/ + /ب/ + /ـَـ/ + /ن/ + /د/

پرسش: ساختار واجي واژه‌ي «دست‌بند» را با درنظرگرفتن فرايندهاي واجي هنگام تلفظ آن مشخص كنيد.

 

پاسخ: /د/ + /ـَـ/ + /س/ + /ب/ + /ـَـ/ + /ن/ + /د/

 

امّا همين نوع سؤال‌ها نيز گاهي مشكل‌زا هستند؛ زيرا به فرض در واژه‌ي «دست‌بند» گاهي ( يعني دقيقا وقتي كه واژه به يك صامت مخصوصا از نوع لبي برخورد كند= دس‏بن بزن ) واج «د» نيز از پايان «بند» حذف مي‌شود، «دست‌بند» = دس‌بَن. يا در واژه‌ي «خواستگاري» امكان برو دو نوع فرايند واجي هست. 1- خواسگاري  2-خواستِگاري ( گويا به ميزان علاقه‏ي خواستگار يا خواسگار بستگي داشته باشد. نه؟ شما اين طور فكر نمي‏كنيد؟

پس راه‌حل نهايي و عاقلانه اين است كه از ميان خيل واژه‌هايي كه مي‌توان تشخيص ساختار واجي آن‌ها را از دانش‌آموز خواست، از خير اين معدود واژه‌ي دو تلفظي بگذريم ( مگر اين كه عمدا و قصدا نيت سوئي داشته باشيم وگرنه... ) و اگر هم چنان نيستيم و چنين نمي‌كنيم، حتما در صورت سؤال ذكر كنيم كه بايد فرايندهاي واجي در نظر گرفته شود و در غير اين‌صورت آن‌چه نوشته شده است، ملاك واج نويسي است و در صورت رعايت نكردن هيچ يك از اين موارد نتيجه چيزي نيست جز ضايع شدن حق دانش‌آموز و آزرده شدن او از ما ، از درس، از ...

9- حروفي كه در فرآيند واجي افزايش، افزوده مي‌شوند آيا در شمارش واج به حساب مي‌آيند يا نه؟ مثلا: «خيابان» 7 واج است يا 6 واج

به اين واژه چيزي افزوده نشده است تا مشمول اين عنايت باشد؛ فقط تغييرe   به i صورت گرفته كه تقريبا دارد شامل همه‏ي e ها مي‏شود؛ پس اين واژه دو تلفظي نيست و تنها به يك شكل خوانده مي‌شود: /خ/ + /ي= i/ + /ي=y/ +‌/ا/ + /ب/ + /ا/ + /ن/؛ امّا در عروض مصوت اول اين گونه واژه ها را /-ِ/ در نظر مي‌گيرند؛ يعني بر اساس سنت تلفظ قديم، همان گونه كه بوده  است.

10- حروفي كه در فرآيند واجي ادغام مي‌شوند آيا در شمارش واج به حساب مي‌آيند يا نه؟ مثلا كبوده 6 واج است يا 7 واج

اين واژه هم تنها به يك شكل تلفظ مي‌شود؛ امّاراستي چند واج است؟ بشماريم؟ 1، 2،... آها، شد 7 تا. اشتباه كردم؟ يك بار ديگر بشماريم. نه، باز هم هفت تاست. چرا؟ حالا فهميدم چرا. شما هم متوجه شديد؟ آفرين! پس شما هم مثل من  «ه» را در پايان اين واژه به شكل «صامت هـ » تلفظ كرديد نه مصوت ، مگر نه اين كه همان كبودده است؟  ( پس همان‌گونه كه «ه» را در واژه‌ي «ده» به شكل صامت تلفظ مي‌كنيم... الخ )

                                                     اسداله  حیرانی